***درد بي درمان جهان سومي ها***
***درد بي درمان جهان سومي ها***
سي و چهارسال از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مي گذرد. سي و چهارسال است كه به استقلال رسيده ايم و دست دخالت بيگانه از هر جنسي را قطع كرده ايم. سي و چهارسال است كه دولتمردان از جنس داخلي و مستقل ،تربيت و معرفي نموده ايم. اما نمي دانم اين چه درد بي درماني است كه هنوز هم وقتي فردي پايش در اين كشور مستقل مي لغزد به جاي آنكه در برابر مردمش پاسخگو باشد فورا به آغوش لندن و واشنگتن مي غلتد!! اينكه كساني براي اين كشور خيانت كنند دردآور است اما دردآورتر زماني است كه غلام حلقه به گوش بودن بيگانه را اثبات مي كنند. اينكه مهاجراني و ديگران زماني پستهاي حساس در اين كشور داشته و در نهايت خائن از آب درآمده اند رنج آور است اما وقتي به دامن لندن و واشنگتن مي افتند زجر آورتر است. شايد اين نكته بيان يك درد تاريخي چند صد ساله است. درد تاريخي جهان سومي ها ست. هنوز هم كه هنوز است تا پاي كسي مي لغزد به آغوش بيگانه پناه مي برد . اين يعني اينكه هنوز به استقلال كشور خويش ايمان نداريم و نوعي سرسپردگي بيگانگان در گوشت و خون و پوست عده اي عجين گشته كه حتي بعداز سي و دو سال از كسب استقلال هنوز هم به فكر دريافت اوامر بيگانگان هستند. گناه بزرگ خارج نشينان خائن به ايران ، بد و بيراه گفتن به مردم و مسئولين نظام نيست بلكه گناه بزرگ و نابخشودني آنان پناه گرفتن در آغوش بيگانگان است. گناه بزرگ مهاجراني و ديگران اين است كه چرا به وطن خويش پشت كرده و در آغوش دشمن تاريخي كشور آرام گرفته اند. تا كي بايد انگلستان مامن و ماواي جهان سومي ها باشد. محاكمه شدن و اعدام و زنداني شدن در ايران شرف دارد به زندگي نكبت بار و خيانت بار در لندن و واشنگتن. خيانت كساني چون بني صدر و مهاجراني و دولت آبادي و اشكوري و صدها خائن ديگر به غير از خفت و خواري براي خود اين
اشخاص هيچ خاصيت ديگري ندارد. البته شايد ايران از بابت اين افراد خائن ضررو زيان ببيند اما عظمت ايران و ملت ايران همه اين خيانتها را در خود هضم مي كند. آنچه كه موجب آزار و رنجش خاطر و دل ايران و ايراني است ملجاء و مرجع قرار دادن دشمنان خارجي توسط اين افراد است. اين نكته اي است كه سابقه تاريخي دارد. يعني كساني به عمد يا به غير عمد در پازل بيگانه نقش آفريني مي كنند و غافل از اينند كه كارگردان بيگانه است و هر چقدر هم نقش آفرين زيبا و خوبي باشند در نهايت منويات بيگانه حاصل خواهد شد. همان جمله معروف رضاخان كه گفته بود: انگليسيها مرا سر كار آوردند اما نفهميدند من چه پدر سوخته اي هستم!!! رضاخان هر پدر سوخته اي هم باشد نميتواند از زمين بازي انگليسي خارج شود و موقعي كه زمان نقش آفريني او به اتمام برسد به راحتي نقشش را تغيير مي دهند . حالا هر چقدر هم هنر پيشه ماهري باشد در نهايت به نفع كارگردان انگليسي نقش آفريني خواهد كرد. خيلي ها خيال مي كنند عامل و مزدور بيگانه بودن با امضاء قبلي و اعتراف كتبي طرف بايد همراه باشد. در حاليكه خيلي ها در پازل بيگانه كار مي كنند و خيال مي كنند كه مستقل اند. خيلي ها خود را خلاق و باهوش و دشمن را احمق فرض نموده و به اصطلاح از زمين بازي او استفاده مي كنند. اما تاريخ به ما مي آموزد كه تابحال هيچ موردي از موفقيت با غلتيدن در آغوش دشمنان حاصل نشده است. هر وقت به يك سمت و سوي خاص از ناحيه بيگانگان غلتيده ايم شكست خورده ايم. شكست انقلاب مشروطيت ، شكست نهضت ملي شدن صنعت نفت ، سقوط دولت مصدق و .... همه نشان از اين واقعيت تاريخي دارد كه بازي در زمين و پازل بيگانگان و يا غلتيدن در آغوش آنان هيچ ثمري جز پشت كردن به ايران ومردم ايران ندارد. زماني ،رضاخان و پسرش، اين كار را انجام مي دادند و زماني عطاء الله مهاجراني و ديگران اين كار را كردند و كساني چون خاوري كه خيال مي كنند غلتيدن در آغوش بيگانه راه نجات و فلاح آنان است . البته مردم ايران از دست اين خانئين در طول تاريخ خون دلها خورده است و چيزي كه اين خائنين از خود نمي پرسند اين است كه: چرا تابحال از اروپا و امريكا كسي به قصد خيانت به كشورش به جهان سوم پناهنده نشده و هميشه اين خيانت پيشگي مخصوص اين آقايان است!!! عزيزي مي گفت: بي جهت خودت را خسته نكن خائن جماعت، چه بخواهد و چه نخواهد بايد در آغوش بيگانه بغلتد و غرق شود. اصلا ويژگي اصلي خائن جماعت غلتيدن در آغوش بيگانگان و پشت كردن به ايران و ايراني است.