لبیک یاحسین
*** شعار لبيك براي امام حسين (ع) تا آخرين لحظه عمر
رمز ماندگاري نظام اسلامي است***
ما مسلمانان ايران همواره در بحبوحه رخدادهاي سياسي و تاريخي بويژه پس از انقلاب اسلامي با شدت تمام پيروي از اوامر رهبري انقلاب و نظام را مد نظر قرار داده ايم. در خصوص بروز و پيدايش هر انقلابي سه عنصر اساسي مدنظر جامعه شناسان است. عنصراول مردم و حضور مردمي است. اصلا بدون حضور مردمي لفظ انقلاب معني نميشود و اگر هم بشود واژه ديگري بكار برده ميشود. يعني تغيير رژيم سياسي بدون مشاركت مردم انقلاب نيست و كودتا ناميده ميشود. عنصر دوم رهبري انقلاب هاست. گزينه رهبري نقش حساس و كليدي در هدايت جريان انقلاب به سمت اهداف خود دارد. اگر رهبري در انقلابها درست تعريف نشود و به درستي تعيين نشود انقلاب عقيم مي ماند و ممكن است تلاش مردمي سر از ناكجا آباد دربياورد. مردم ايران قبل از انقلاب اسلامي در جريان حكومت محمد علي شاه قاجار هم دست به انقلاب زدند و اما انحراف در رهبري آن موجب شكست انقلاب مشروطيت گرديد. و كساني زمام امور انقلاب را در دست گرفتند كه تا ديروز از عمال رژيم بودند. محمدولي خان تنكابني در جريان انقلاب مشروطيت انقلابيون را به فلك مي بست و جالب اينكه پس از پيروزي انقلاب مشروطيت عضو اصلي شوراي انقلاب شد. شيخ فضل الله نوري را به عنوان خائن دار زدند و كساني چون تنكابني زمام امور انقلاب را در دست گرفتندو بدين سان انقلاب مشرو طيت مردم ايران عقيم ماند. مردم به يكباره و پس از تحمل آن همه مشقت از استبداد قاجار به اختناق رضاخان رسيدندو شد آنچه نبايد مي شد. همه اين اتفاقات به علت انحراف در رهبري انقلاب مشروطيت بود. عنصر سوم در بروز انقلاب ها عامل انگيزشي است. معمولا اقتصاد و بحث فقر و غنا در تحريك مردم به اعتراض و در نهايت بروز انقلاب خود نمايي مي كند اما در جريان وقوع انقلاب اسلامي عنصر مذهبي بر عنصر فقر و غنا مي چربد و مذهب عامل اصلي حضور و تداوم حضور مردم ايران است. حضرت امام خميني "ره" به عنوان رهبر فرمند انقلاب اسلامي از قدرت و نفوذ فوق العاده اي برخوردار بود. جانشين آن حضرت ، امام خامنه اي نيز از چنين ويژگي برخوردارند. اما آنچه كه قدرت رهبري انقلاب و نظام اسلامي را مضاعف مي كند صبغه مذهبي اين رهبري است. پس از گذشت سي و دو سال از انقلاب اسلامي هنوز اين نظام با تمام توان رو به جلو حركت مي كند. به اعتراف دشمنان اين نظام، آن همه توطئه و ترفند سياسي و امنيتي كه در طول ساليان پس از انقلاب در ايران طراحي و اجرا كردند. هركدام به تنهايي براي سقوط يك رژيم مستقل كافي بود .اما به حول و قوه خداوند متعال و حضور مردم و رهبري بي نظير ، ايران همچنان رو به پيشرفت دارد. رمز اين حضور به شعار كليدي شيعيان بر ميگردد و آن عبارت است از: لبيك براي امام حسين (ع) تا آخرين لحظه عمر . ما مسلمانان در جريان واقعه كربلا يكبار تلخي عدم همراهي با ولايت را چشيده ايم. ما از تاريخ آموخته ايم كه رهبري الماس گونه ولايت تحقق نمي يابد مگر با همراهي هميشگي با ولايت و اطاعت و حضور دائمي در صحنه هايي كه ولي امر مسلمين دستور مي دهد. آري همين خصلت مردم ايران ، انقلاب اسلامي را بيمه كرده است. جالب اينكه كساني كه در طول اين ساليان راه خود را از صف مردم و ولايت جدا كردند، سر از درگاه بيگانگان و دشمنان قسم خورده ايران درآوردند. عطاء الله مهاجراني از زماني كه درگاه ولايت و امامت و ولايتمداري را ترك كرد به آغوش انگليسيها غلطيد. اكبر گنجي وقتي به دين و ايمان علوي پشت كرد سر از لندن و لوس آنجلس درآورد. سروش از زماني كه خواهان اصلاح خود قرآن و حذف بخشهايي از آيات قرآني شد، سر از لندن درآورد. اصلا كسي كه درگاه ولايت را گم كند به ناچار بايد دريوزگي انگليسيها را بكند. كروبي وقتي سروش را ملا صدرا ي خود خواند ، خود را از زلال ولايت و امامت محروم ساخت و با كساني همدم شد كه جز براي خواري ملت ايران نمي انديشند. مير حسين موسوي وقتي دامان امامت و ولايت را با گستاخي تمام رها ساخت در دام فتنه انگليسيها گرفتار شد و آنقدر بيانيه و اطلاعيه داد تا ملت او را فردي خائن به نظام و ايران شناختند. محمد خاتمي براي سكولاريزه كردن اين نظام آنقدر به درگاه غربيها تعظيم كرد تا بالاخره مردم دست او را خواندند و وقتي او و يارانش حكومت بدون الله و ولايت (انديشه ليبرالي گفتگوي تمدنها)را مطرح ساختند ، دست رد به سينه او و ياران لندن و لس آنجلس نشينش زدند. آري هركس در برابر ولايت قرار گيرد خوار و ذليل ميشود. در هر لباسي كه باشد. در هر منصبي كه بوده باشد. در هر زماني كه اتفاق بيفتد. نماينده مجلس باشد يا نخست وزير دوران جنگ ، رئيس جمهور مملكت باشد يا رئيس مجلس و هر مجمع ديگر ، مردم ايران اگر ذره اي احساس كنند كه فردي آب به آسياب دشمن ديانت و ولايت مي ريزد ، بي درنگ رسوايش مي كنند. هم چنانكه در فتنه سال 88 در جريان اتفاقات عاشورا ي 88 و نهم دي آن سال، طومار خائنين به ديانت و ولايت را درهم پيچيدند. آري مردم ايران ديگر اجازه تكرار تجربه تلخ تاريخي عاشورا را نمي دهند. ديگر اجازه بروز و ظهور ابن ملجم ها را نمي دهند. اگر در زمان علي (ع) ابن ملجم موفق شد فرق ولايت را بشكافد، مردم ايران هوشيارند و به هيچ عنوان اجازه گستاخي به حريم ولايت را نمي دهند. دست هر ابن ملجمي را قبل از اقدام قطع مي كنند. مردم ايران ديگر حسين زمان را تنها نمي گذارندو متجاوزين به حريم ديانت و ولايت را رسوا و خوار مي كنند. آري مردم ايران تا آخرين لحظه عمر به امام حسين (ع) لبيك مي گويند.